جنازه سه تن از جنگجویان داعش در کنار رودخانه دجله افتاده بود. تصــویر‌ها و مدارک شخصی‌ای که از آن‌ها برجای‌مانده داســتان عجیب زندگی خصوصی آن‌ها را بیان می‌کند.

324519 518 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد 

 

فرارو- جنازه متعفن سه تروریست‌ داعش در کنار رودخانه دجله افتاده بود. تصــویر‌ها و مدارک شخصی‌ای که از آن‌ها برجای‌مانده داســتان عجیب زندگی خصوصی آن‌ها را بیان می‌کند.

 

324520 215 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد 

به گزارش فرارو به نقل از بی‌بی‌سی، محمد با موبایل خود از دیده شدن سه تروریست داعشی فیلم می‌گیرد. به یکی از آن‌ها اشاره می‌کند و فریاد می‌زند “بهش شلیک کنید.”
 
او آشپز واحد و غیرمسلح اســت. اما همراهانش از نیروهای ویژه پلیس عراق (ERD) مسلح‌اند و به‌هیچ‌وجه ریسک نمی‌کنند.
 

یک جسد و انبوهی از لباس در کنار رودخانه دجله

 324521 429 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد

 
 

مشخص اســت که دو نفر از داعشی ها مرده‌اند. یکی از آن‌ها در زیر آوار بتن مدفون شده و دست سیاهش از زیر آوار بیرون مانده اســت. اندکی آن‌طرف تر، داعشی مسن‌تری بر روی علف‌ها افتاده اســت. چشمانش باز اســت اما بخشی از سرش از بین رفـــــته. این‌ تروریست‌ها در حملات هوایی کشته شدند.
 
اما مرد سوم سربازان را نگران کرده بود. چند تیر به سمتش شلیک کردند اما تکان نخورد. یکی از سربازها گفت: “پسر عوضی مخفی‌شده. مراقب باشید.” سرباز دیگری می‌گوید: “فکر نمی‌کنم جلیقه انتحاری داشته باشد.”

 

یک سرباز عراقی در حال بررسی صحنه

 

324522 552 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد

آن‌ها در نزدیکی یک باغ زیتون هستند که پایگاه موقت ERD در آنجا واقع اســت. از نزدیک به مرده نگاه کردم. پای راســتش له شده بود. ظاهراً از پناهگاه بیرون خزیده و کنارِ سنگ‌های رودخانه پناه گرفـــــته بود. چهره‌اش در حالت مرگ هم اینگونه بود: چانه‌ای باریک و بینی کوچک. ریش‌هایش کم‌پشت و نازک بود. کم سن و ســال بود. در همان نزدیکی، سربازها یک اسلحه M16 پیدا کردند که علامت مالکیت دولت آمریکا روی آن دیده می‌شد.

 

مسلسل M16

324523 324 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد

احتمالاً یکی از هزاران سلاحی بود که داعش دو ســال پیش در حین پیشروی در سوریه از نیروهای عراقی به دست آورد. اکنون مسلسل به سربازی تعلق دارد که پیدایش کرد: “عادل، کسی حیاتیات دارد؟ من یک خشاب کامل می‌خواهم.”

 

یکی از افسران می‌گوید: “باید برویم. اینجا امن نیست.” سربازها می‌خواهند هرچه زودتر به پایگاه برگردند. هنوز تروریست‌های داعش در منطقه حضور دارند.

 
324518 880 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد 

اواخر فوریه اســت و این سربازان حیاتی‌ترین نبرد زندگی‌شان را می‌گذرانند. در عرض سه روز، پیشروی قابل‌توجهی به سمت جنوب موصل داشتند. اما هرچه به موصل نزدیک‌تر می‌شوند، با داعشی های بیشتری برخورد می‌کنند و جنازه‌های بیشتری سر راهشان سبز می‌شوند.

 
از نبرد شرق موصل مشخص اســت که داعش دارد به همه چیز چنگ می‌زند. تروریست‌ها موصل را به یک زرادخانه عظیم تبدیل کرده بودند و در هر محله سلاح و مخفیگاه داشتند.
 

قبل از بازگشت به پایگاه، یک‌بار دیگر به جنازه‌ها نگاه کردم. کنار یکی از آن‌ها کاغذ کوچکی با مهر داعش دیدم. کاغذ مرخصی بود. پشت کاغذ به خون صاحبش آغشته شده بود.

 

برگه مرخصی داعش

324524 679 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد

سربازها برای آخرین بار جنازه‌ها را بررسی کردند. در جیب یکی از آن‌ها مقداری پول پیدا کردند. اما در جیب دیگرش، چیزی کوچک و بسیار با ارزش پیدا شد: کارت حافظه موبایل.

 

تصــویر‌ها به افشای بخشی از زندگی آن‌ها کمک می‌کند: رفاقت عمیق میان آن‌ها، وحشیگری و ماجراهایشان در نبرد موصل. هویت پسر جوان مشخص خواهد شد. این پسر جوان که بود و چه اسراری از داعش را فاش کرد؟

 

تصــویر‌های پنهان

324525 306 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد

عــکــس هـا با تصــویر‌های خانوادگی آغاز می‌شوند. تروریست جوان با لبخندی کمرنگ در کنار دختر بچه‌ای نشسته اســت. شاید خواهرش اســت. دختر را در آغوش گرفـــــته و دخترک انگشت اشاره‌اش را بالابرده اســت

 
324526 591 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد 

موهای پسر جوان بلند اســت. جلوتر که می‌رویم، می‌بینیم برخی از عــکــس هـا ویرایش شده‌اند. گونه‌ها و لب‌هایش به رنگ صورتی دخترانه درآمده و چشم‌هایش طریقهن‌تر شده‌اند.

 
کم‌کم همه‌چیز تغییر می‌کند. به عــکسی از پسر جوان در لباس داعش می‌رسیم که کلاشینکف به دوش دارد و در حبیبش یک تلفن بی‌سیم دیده می‌شود. در تصــویر دیگر خواب اســت. مطمئناً خود را به خواب زده و می‌خواســته خود را در حال اســتراحت را نشان دهد.
 

324527 736 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد

 
این دیگر یک آلبوم خانوادگی نیست. شواهدی از روند تغییر یک مهاجم انتحاری اســت که می‌خواهد جان خود را فدا کند.
 
324528 699 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد 
کارت حافظه عــکــس هـا دیگری هم دارد: یک تصــویر دسته‌جمعی از چندین جوان. خودش در تصــویر نیست. شاید دارد تصــویر می‌گیرد. بعدها فهمیدم که اکثر افراد حاضر در تصــویر اهل موصل و بخشی از گروه پشتیبانی “آتش نینوا” بودند. خدمت برای داعش پیوند عمیقی میانشان ایجاد کرده بود.
 

324529 872 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد 

یکی از قابل‌توجه‌ترین تصــویر‌ها عــکسی از برادرش بود. او مسن‌تر به نظر می‌رسد و موهایش بلند اســت. توجهم به دست‌هایش جلب شد که روی کمرش قرار دارند. دستکش‌های سیاه به دست دارد و زیر لباسش یک کمربند انتحاری مخفی کرده اســت.

 

324530 531 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد 

 

324531 826 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد 

دستکش پوشیده تا سوئیچ مواد منفجره را مخفی کنند و مردم از خطر در مجاورتشان مطلع نشوند. اما تصــویر‌های کارت حافظه رازهای دیگری را هم فاش کردند. رازی که همیشه در یک قدمی من بوده اســت.

 
پناهگاه مخفی

324532 488 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد 

داعشی هایی که در موصل می‌جنگند، در دو حالت به سر می‌برند: هشیاری میدان نبرد و خستگی شدید که تنها چند ساعت برای برطرف کردنش فرصت دارند.

 
به‌عنوان خبرنگار، من هم به همین روال افتادم. قبل از طلوع آفتاب بیدار می‌شدیم و به خط مقدم می‌رفـــــتیم. شب زمان اندکی برای شارژ تجهیزات، ویرایش فیلم‌ها و خواب داشتیم.

عــکس هوایی از خانه روستایی

324533 417 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد
 

بنابراین توجه زیادی به مکان خوابمان نمی‌کردیم. تاریک اســت، خسته‌ایم، و اولویت‌های دیگری داریم. فقط می‌دانیم که محل خوابمان بمب‌گذاری نشده و نسبتاً در امان هستیم.
 

همان‌طور که تصــویر‌ها را نگاه می‌کردم متوجه موضوعی شدم. آنها در مزرعه مبارزه نمی‌کردند، بلکه محل اقامتشان بود. در برخی از تصــویر‌ها دیوار و اثاثیه خانه را شناختم.

 

آخرین روزی که در خط مقدم سپری کردیم، تصمیم گرفـــــتم آنجا را بررسی کنم. بالای کیسه‌خوابم یک پنجره بود. پرده پر از غبار را کنار زدم و زیر آن پیام‌های مخفی از سوی خلافت و فرمان‌های رسمی داعش را پیدا کردم.

 
مدارک نشان می‌دانند که منابع داعش رو به اتمام اســت و کمبود شدید نیروی انسانی دارد.
 
324534 907 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد 
در ۱۱ نوامبر، وزیر جنگ داعش خواســتار اســتخدام بیشترِ نیروی‌های ویژه شد. در اواسط ماه دسامبر، دستور جدیدی صادر شد که خواهان جلوگیری از خالی شدن خطوط مقدم جنگ بود.
 
در یکی از اتاق‌ها، دیوار با یک پتو پوشانده شده بود. از پشت آن گردش هوا را حس می‌کردم. ضربه‌ای به آن زدم. پوشش نازک فروریخت و در پشت ابری از گردوغبار، اتاق دیگری نمایان شد.
 
اینجا جایی بود که داعشی ها می‌خوابیدند. وسایلشان کف اتاق پراکنده بود. لیستی از کارهایی که در خلافت داعش غیرمجاز اســت و مجازات به همراه دارد، به دیوار زده‌شده بود.
 
در میان شلوغی اتاق، چیزی توجهم را جلب کرد: یک جعبه داروی ضد قارچ که عــکس کودکی با موهای طریقهن روی آن دیده می‌شد.
 

324535 574 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد 

چشمانش به‌دقت خراشیده شده بود. این کار احتمال به خاطر ممنوعیت اسلامی داعش برای ترسیم شکل انسان اســت.
 
اتاق کثیف بود. در میان انبوه وسایل، چیز حیاتیی پیدا کردیم. چند صفحه یادداشت و نمودارهایی که با دقت ترسیم‌شده بودند. معلوم بود که اهمیت زیادی برای نویسنده داشتند. در گوشه صفحه، شماره پرسنلی و نام فرد با حروف بزرگ انگلیسی نوشته‌شده بود: “ابوعلی المسلو”. آیا این نام پسر جوان بود؟
 
324536 142 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد 
ابوعلی داشت یاد می‌گرفـــــت چگونه خمپاره شلیک کند. به نظر می رسید کارش را یاد گرفـــــته اســت.
 
324537 668 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد 
او در بخش حیاتیات، به “حیاتیات شیمیایی” هم اشاره‌ کرده بود. بحث‌های زیادی درباره اســتفاده داعش از سلاح‌های شیمیایی وجود داشت. حداقل اینجا فهمیدیم برای اســتفاده از آن‌ها آموزش‌ دیده‌اند.
 
مخفیگاه اسرار بیشتری هم داشت. چشمم به چیز دیگری افتاد. در ابتدا بی‌اهمیت به نظر می‌رسید. دفترچه‌ای پاره‌پاره که از یک نخ آویزان بود. کسی شعارهای داعش را در چند صفحه نوشته بود، گویی می‌خواســت آن‌ها را به خاطر بسپارد. این دفتر قطعاً متعلق به ابوعلی نیست.
 
324538 640 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد 
اما چند صفحه بعد اعداد، نام‌ها، جداول و محاسبات نوشته‌شده بود. شخصی که آن‌ها را نوشته بود مسئولیت گشت زدن و نظارت بر سربازان را بر عهده داشت و میزان حیاتیات مصرف‌شده را یادداشت می‌کرد. بدون شک متعلق به فرمانده افراد کشته‌شده بود. اسمش را پیدا کردم: “ابو هاشم”.
 
324539 332 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد 
از اطلاعات دفتر مشخص شد آن‌ها واحدی موسوم به “تیپ هوایی البصیف” بودند. درمجموع ابو هاشم هشت نیرو و دو وسیله نقلیه در اختیار داشت.
 

324540 527 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد 

فرمانده داعشی‌ها سرسخت به نظر می‌رسد. او نوع و تعداد سلاح‌های اســتفاده شده، تعداد شاسی کامیون‌ها و موارد خرابی را یادداشت می‌کرد. یادداشت‌هایش نشان می‌دهند که نحوه کار کردن در واحدهای کوچک را می‌داند. او سعی کرده بود ارتباط میان سربازانش را تقویت کند. طوری برنامه‌ریزی می‌کرد که سربازان تنها غذا نخوردند.
 

با تصــویر‌ها و مدارکی که یافته بودم، از خانه و بالاخره از عرق خارج شدم. اما این‌ها تا مدت‌ها در ذهنم باقی ماندند. آیا می‌توانم اطلاعات بیشتری از آن‌ها به دست آورم؟

 

324541 364 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد 

جستجو برای اطلاعات بیشتر را از موصل آغاز کردم. اول ماه آوریل بود و اولین تیپ از نیروهای ERD عراق به غرب شهر نفوذ کرده بودند. پایگاه جدید در خانه‌ای در محله مسکونی و نزدیک به خط مقدم واقع بود.
 
خمپاره‌های داعش پنجره‌ها را به لرزه می‌انداخت. مظنونین دستگیرشده را به اینجا می‌آوردند. سربازان مردی را از پشت وانت پایین کشیدند. شدیداً مورد ضرب و شتم قرارگرفـــــته بود و لباسش پر از خون بود. معلوم نبود چه کسی به او صدمه زده. شاید سربازان یا شاید هم مردم محلی که در ســال‌های گذشته خشم خود را سرکوب کرده‌اند.
 
یک مأمور اطلاعاتی من را به اتاق پشتی برد و گفت: “می‌خواهم این فرد را ببینی، هیچ‌کس از ماهیت او اطلاعی ندارد.”
 
یک مرد جوان به داخل اتاق آمد. اسمش ابراهیم بود. او دو ســال برای داعش جنگیده بود اما زندانی نبود. او مأمور مخفیِ نیروهای امنیتی عراق بود. تصــویر‌هایی که از خانه روستایی داشتم را به او نشان دادم.
 
گفت: “خیلی خوب می‌شناسمش. آن‌ها تروریست‌های واحد “خالد بن الولید” بودند.” به مردی که از بقیه مسن‌تر بود اشاره کرد و گفت:” او فرمانده بخش بود.”
 
“آن‌ها به‌عنوان نیروهای پشتیبانی از سربازان خط مقدم فعالیت می‌کردند. به‌محض نیاز، وارد عملیات می‌شدند.”
 
او تائید کرد که اکثر آن‌ها اهل موصل هستند. ابراهیم به تغییراتی فکر کرد که داعش در او و احتمال در دیگر افراد ایجاد می‌کند. او گفت: “باید ساده زندگی کنی. به ما یاد می‌دادند برای زنده ماندن به چیزهای زیادی نیاز نداریم. همچنین یاد گرفـــــتم چگونه سرسخت و خشن باشم و بی‌رحمانه آدم بکشم. به‌خصوص در رفـــــتار با زندانی‌ها.”
 

324542 311 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد 

شناسایی تمام افراد در عــکس غیرممکن بود. داعشی ها از نام‌های مستعار اســتفاده می‌کنند. اما عامل دیگری نیز وجود داشت. یکی از اعضای تیم ویژه موصل گفت اعضای داعش در ابتدا بسیار کم سن و ســال بودند. اکنون که بزرگ‌شده‌اند دیگر آن‌ها را نمی‌شناسیم.
 

324543 633 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد 

پیشروی نیروهای عراقی به غرب موصل بسیار سریع‌تر از انتظار داعشی‌ها بوده و به همین دلیل فرصتی برای از بین بردن اطلاعات و مدارک را نداشتند.

 

324544 224 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد

تکه کاغذی در مخفیگاه پیدا شد که مختصات مکانی در موصل روی آن نوشته‌شده بود. با اســتفاده از نقشه گوگل مختصات را بررسی کردیم و فهمیدم کارخانه‌ی خمپاره‌ای اســت که در نوامبر ۲۰۱۶ ازآنجا بازدید کرده بودم.
 

324545 777 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد 

زمانی که در ماه آوریل به آنجا بازگشتیم، به کارخانه مخزن آب تبدیل‌شده بود تا مخزن‌های آسیب‌دیده در جنگ را جایگزین کند.

 

324546 695 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد

از مخفیگاه داعشی ها چند کتاب مذهبی پیداکرده بودیم. همه آن‌ها مهر مسجدی در غرب موصل را داشتند و در یکی از آن‌ها نام یک شخص نوشته‌شده بود که کتاب را به آن‌ها تقدیم کرده بود. 
 
مسجد “المومنین” نزدیک به کارخانه خمپاره بود. داعشی های جوان در این مسجد نماز می‌خواندند و مردم محل را به وحشت می‌انداختند.
 

مسجد ساده و بدون تزئینات بود. اواسط روز بود و بچه‌ها از مدرسه به خانه بازمی‌گشتند. درب مسجد را زدم، اما سرشار از ترس و اضطراب بودم. آیا مفتی که کتاب را به داعشی ها هدیه کرده بود هنوز آنجاســت؟

 

324548 516 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد 

نگهبان درب را باز کرد و به من خوش‌آمد گفت. کفش‌هایم را درآوردم و وارد مسجد شدم. پسر رفـــــت تا مفتی را خبر کند.
 

آن مفتی خیلی وقت پیش با داعشی ها فرار کرده بود. بنابراین اهالی مسجد پیش‌نماز سابق مسجد را پیدا کردند.

 
امام مسجد “فادل ابراهیم” نام داشت. از آنچه انتظار داشتم جوان‌تر بود. تصــویر داعشی های جوان را نشانش دادم. اکثر آن‌ها را می‌شناخت. عصبی و مضطرب بود و گفت: “خواهش می‌کنم در حال نگاه کردن به این تصــویر‌ها از من فیلم نگیرید.” چرا از این مردان جوان می‌ترسید؟

 
گفت این تروریست‌ها با خانواده‌هایشان به این محله نقل‌مکان کردند. اکثراً عراقی بودند، اما از سوریه، مراکش و دیگر کشورها نیز در میانشان بود. بیش از یک ســال آنجا زندگی کردند و در نوامبر ۲۰۱۶ با نزدیک شدن نیروهای عراقی گریختند.
 
پرسیدم چه اتفاقی برای مفتی دائم مسجد افتاد و پاسخ داد: “او را کشتند و واعظ خود را جایگزینش کردند.” او پسرهای جوان را “عزیزان محبوب” صدا می‌کرد.
 

324549 515 اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد

 

فادل ابراهیم همان‌طور که به تصــویر‌ها نگاه می‌کرد یک‌لحظه مکث کرد و گفت: “قدرت در دست کسی اســت که اسلحه دارد. مانند داعشی‌های جوان که تعدادی از مردان قوی و قدرتمند ما را کشتند، مانند امام این مسجد که توسط کودکان تروریست کشته شد.”
 
او ادامه داد: “برادر عزیزم، ما امتی هستیم که ذاتاً عاشق ایمان، اسلام و مسلمانانیم. پیامبر در جنگ‌ها دستور می‌داد زن، کودک و افراد مسن را نکشند و هیچ درختی را قطع نکنند. پس این ارزش‌های اسلام کجا رفـــــت؟”

 
منبع: BBC

داغترین اخبار و رویداد های ایـــران و خارج
این مطلب در این ساعت از سایت توما در بخش خبری ارســال گردیده اســت
این بخش شامل خبر های ورزشی نیز میباشد
میتوانید خبر فوق را به اشراک بگذارید

نوشته اسرار داعش در کارت حافظه موبایل بر ملا شد اولین بار در مجله آنلاین توما. پدیدار شد.